خانه های قدیمی را دوست دارم
تاریخ در آنها به زیبایی در حرکت است
همه چیز عمر دارد
حرف دارد
برکت دارد
تکنولوژی آن ها را له نکرده
یاغی گری های مدرن تغییرشان نداده
هنوز حیاط هست
حوض است
کوزه هست
قناری می خواند
ماهی شنا می کند
دیوارهای اتاقهای کوچک
مهمان جمعیتی زیاد است
سفره ها گستردهاند
نه دو نفره
نه چهار نفره
صدای پیرها شنیده می شود
حضورشان برکت خانه است
کوزه ها مملو از ترشی
دیگ کوچک مفهومی ندارد
نذری پزان به راه
همسایه حق به گردن دارد
دست ها نمک دارد
درختان نفس میکشند
باغچه هنوز آرزو نشده
زیرزمین انباری نیست
حیاط را بالکن نمیخوانند
پنجره فقط در نقاشیها نیست
باران در خانه میبارد
پردهها خانه را تاریک نمیکنند
چای همیشه دم است
روی سماور
توی قوری
در خانه همیشه باز است
مهمانیها دلیل و برهان نمیخواهد
غذاها ساده و خانگی است
بویش نیازی به هود ندارد
عطرش تا هفت خانه میرود
کسی نان خشکه ندارد
نان برکت سفره است
مهمان ناخوانده آب خورشت را زیاد میکند
دلخوری ها مشاوره نمیخواهد
دوستیها حساب و کتاب ندارد
سلام ها اینقدر منفعت ندارد
افسردگی بیماری نایابی است
گلدانها در خانه اسیر نیستند
درخت یاس هنوز هست
بوی یاس از فقط شیشه های عطر نمی آید
دست پدر همیشه پر است
خانه همیشه شسته
خاک اینجا نمیماند
همه چیز زنده است
حتی اگر این خانه
سال های سال متروکه مانده باشد
دلتان لک نزده برای همین یک قلم سفرهی باصفا؟


دیدگاهتان را بنویسید