«قائمیت به ذات در کسب‌وکارهای میهمان‌نوازی»

·

·

مدت‌هاست در صنعت مهمان‌نوازی ایران فعالیت می‌کنم و همیشه دنبال راز تمایز و ماندگاری بعضی برندها بوده‌ام؛ برندهایی که نه‌تنها در شرایط عادی، بلکه در روزهای بحرانی هم پایدار مانده‌اند. تجربه کار در بوتیک‌هتل‌ها و کافه‌های خاص باعث شد همیشه به دنبال مدلی برای موفقیت پایدار باشم؛ الگویی که فراتر از صرفاً محصول یا طراحی، بر هویت، اصالت و پایداری بنا شده باشد.

شنیدن اپیزود محسن مجیدی‌خواه (بنیان‌گذار سام‌کافه) در پادکست «طبقه ۱۶» برای من تذکری جدی بود. اگرچه مفهوم «قائمیت به ذات» در آن اپیزود مستقیماً بیان نشد، اما در تمام روایت‌ها جاری بود؛ مفهومی که با آن در کلاس «مبانی خلاقیت ایرانی برای جهان آینده» آشنا شده بودم. علاوه بر سام‌کافه، برندهای بسیار شاخص دیگر در صنعت هم این الگو را تکرار کرده‌اند،تقریبا بیشتر آنان که شاخص مانده‌اند؛ یعنی توانسته‌اند با هویت مستقل و نگاه معاصر و متکی به تیم معتمد و نزدیک و فرایند توسعه تدریجی، نه‌تنها رشد کنند، بلکه حتی در بحران‌ها نیز پابرجا بمانند.

البته انکار نمی‌کنم که پشتوانه سرمایه‌ای، به‌ویژه در برخی مقاطع، نقش مهمی در دوام و عبور از بحران‌ها داشته است، اما آنچه این برندها را متمایز و ماندگار می‌کند فقط سرمایه نیست؛ بلکه کیفیت، هویت، تیم مؤسس و وفاداری به اصول کسب‌وکارشان است.

برای من، قائمیت به ذات در فضای میهمان‌نوازی معاصر یعنی:

ریشه داشتن و ساختن برند با تکیه بر خویش و گروه نزدیک؛
رشد و توسعه مهارت و تجربه درونی، اعتماد عمیق در تیم و درک بوم کسب‌وکار معاصر و نه فقط مدرن یا سنتی؛
الگوبرداری معاصر با بازآفرینی و انطباق با هویت ایرانی و شخصی، نه صرف تکرار؛
وفاداری به کیفیت، تجربه انسانی و خلق احساس متفاوت برای میهمان؛
و همچنین مدیریت هوشمندانه منابع (از جمله سرمایه) برای پایداری و عبور از بحران تا محدود به زمین نباشد و زمینه خلق کند.

این الگو را نه‌تنها در سام‌کافه می‌بینم، بلکه در برندهای دیگری مثل آولی، خانه منوچهری، نارتی‌تی، آهید، کاج بوم ، میکال ، کافه تهرون، بوتیک هتل سوریجان ، بوتیک هتل حنا ،بوتیک هتل قصر منشی و خیل دیگر کافه‌های مستقل و اقامتگاه های بومگردی و بوتیک هتلها نیز دیده‌ام؛ برندهایی که تا زمانی که هسته مؤسس و انرژی جمعی‌شان در فضای کار حضور دارد و هویت خود را حفظ می‌کنند، معنا و اصالت باقی می‌ماند. اما اگر این هویت از دست برود یا قابل انتقال نباشد، برند نیز کم‌کم رنگ می‌بازد.

در نهایت، معتقدم قائمیت به ذات صرفاً یک کیفیت فردی نیست، بلکه اصل بقای مدل موفق ایرانی است؛ عنصری که به برندهای امروز ما جایگاهی فراتر از یک مکان یا محصول می‌بخشد و پیوند سنت، تجربه زیسته، نوآوری و سرمایه را در بوم ایرانی ممکن می‌کند؛ و همین ما را از نمونه‌های تقلیدی یا کم‌عمق متمایز می‌سازد.

برای شنیدن این گفتگو اینجا کلیک کنید



دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *